نیمروزی در ینی شهیر

کد شناسه :19550
نیمروزی در ینی شهیر


داستان این رمان به‌فاصلۀ یک‌ نیمۀ روز در محلۀ ینی‌شهیر در آنکارا اتفاق می‌افتد. سپیداری خشکیده در محله درحال سقوط است و مردم محل، که دور آن جمع شده‌اند، برای جلوگیری از افتادنش به آتشنشانی زنگ می‌زنند و منتظر آمدن کمک‌اند. داستان حول محور همین آدم‌ها شکل می‌گیرد. از شخصیت‌های رمان می‌توان به این‌ها اشاره کرد: آدمی که به همه دستور می‌دهد و حتی دزدی را حق خودش می‌داند، یک ورشکسته که رابطه‌اش با فرزندش هم دچار فروپاشی است، داستان زندگی کارمندِ همان آدمِ ورشکسته و خانواده‌اش، یک آدم سیاسی فرصت‌طلب و رابطه‌‌اش با آمریکایی‌ها، یک عاشق سینما و فیلمساز،... آدم‌هایی بلاتکلیف که می‌خواهند به‌سمت مدرنیته بروند، اما در سنت‌ها دست‌بسته و گرفتارند. این‌ها همگی نمادی از یک جامعه‌اند و سپیدار محل که ریشه‌هایی خشکیده دارد و به‌سمت تباهی می‌رود و قرار است بر سر آدم‌ها سقوط کند. به نظر می‌رسد نیمروزی در ینی‌شهیر خرده‌داستان‌هایی دربارۀ هرکدام از ماست. 

 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر