شازده احتجاب

کد شناسه :1462
شازده احتجاب

ن رمان با ساختاری پیچیده و پر از ابهام، تنها روایتگر زندگی یک شخص (خسرو احتجاب) نیست؛ بلکه نویسنده محور اصلی داستان را اضمحلال و فروپاشی خاندان قاجار قرار داده است و اطلاعات بسیاری درباره‌ی خاندان قجری به خواننده می‌دهد. نویسنده با تک‌گویی‌هایی بی‌نظیر که در داستان گنجانده، به شخصیت‌پردازی عمیقی دست زده است. شخصیت‌های شازده احتجاب، انسان‌های بحران‌زده، مردد، بی‌هویت و در جست‌وجوی هویتی تازه، مسخ‌شده، خسته و درمانده، مرگ‌اندیش و مأیوس‌اند. شازده احتجاب، آخرین بازمانده‌ی خاندانی اشرافی، آخرین شب زندگی خود را می‌گذراند. سر شب وقتی به خانه می‌آمده، مراد را دیده است؛ شاهدی که در تمام صحنه‌های مرگ حضور دارد و به تعبیری منادی مرگ به‌شمار می‌آید و اینک، که یقین دارد زمان مرگش فرا رسیده، می‌خواهد خودش را بشناسد؛ بنابراین، به سفری در رویا و تاریخ می‌رود، سفری که محرّکش عکس‌های بازمانده از گذشتگان است. فخرالنساء همسر درگذشته‌ی شازده، مهم‌ترین خاطرات را در ذهن او دارد و در حقیقت وجود او بیشترین دلیل برای رفتن شازده به گذشته است؛ زیرا تنها وسوسه‌ی ذهنی شازده، شناخت فخرالنساء است. گذشته به شکل کابوس‌هایی هولناک و گاهی در ابهامی تاریک بر شازده ظاهر می‌شود...
 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

0 نظر