مرد بی زبان

کد شناسه :1797
مرد بی زبان

 

رمان «مرد بی‌زبان» اثر دیه‌گو مارانی، نویسنده و زبان‌شناس ایتالیایی، نخستین‌بار در سال ۲۰۰۰ منتشر شد و در سال ۲۰۰۱ جایزه‌ی Premio Grinzane Cavour را از آن خود کرد. ترجمه‌ی انگلیسی آن به قلم جودیت لندری در سال ۲۰۱۱ توسط انتشارات ددالوس بوکز منتشر شد و در فهرست نهایی جایزه‌ی داستان خارجی مستقل ۲۰۱۲ قرار گرفت. این اثر که در مرز میان داستان تاریخی، فلسفه‌ی زبان و درام روان‌شناختی حرکت می‌کند، با نثری متین و اندیشناک به پرسشی بنیادین می‌پردازد: اگر زبان از ما گرفته شود، آیا هنوز هویتی برای ما باقی می‌ماند داستان در سپتامبر ۱۹۴۳، در بحبوحه‌ی جنگ جهانی دوم، در شهر بندری تریسته آغاز می‌شود. مردی زخمی و بی‌نام بر عرشه‌ی یک کشتی بیمارستانی آلمانی به هوش می‌آید؛ نه حافظه‌ای دارد و نه زبانی که به آن سخن بگوید. پزشک کشتی، دکتر پیترو فریاری، که ریشه‌ای فنلاندی دارد، با دیدن نام «سامپو کارجالاینن» بر لباس او، گمان می‌برد مرد اهل فنلاند است و تصمیم می‌گیرد به او زبان فنلاندی بیاموزد. این تصمیم، در ظاهر اقدامی پزشکی است، اما به‌تدریج به سفری عمیق در بازسازی هویت بدل می‌شود. مرد زخمی، که نه نام خود را می‌داند و نه ملیتش را، در خلال آموختن واژه‌ها و دستور زبان، در حقیقت در حال یادگیری دوباره‌ی هستی خویش است. مارانی در این روایت، زبان را نه صرفا ابزاری ارتباطی، بلکه سرچشمه‌ی وجود انسان تصویر می‌کند. فراموشی زبان، برابر است با محو شدن از جهان انسانی؛ و یادگیری دوباره‌ی آن، معادل بازگشت به زندگی است. فریاری با ایمان به قدرت زبان، برای بازسازی روح این مرد می‌کوشد و در عین حال، خود نیز در کشاکش میان علم و اسطوره، وطن و بی‌وطنی، درگیر می‌شود. وقتی مرد به فنلاند بازمی‌گردد، درمی‌یابد که زبان جدیدش تنها ابزاری برای سخن گفتن نیست، بلکه نقشه‌ای است برای بازسازی حافظه، تاریخ و هویت. در لایه‌ای عمیق‌تر، رمان بازتابی از بحران انسان اروپایی در دوران جنگ است: مردی که همه‌چیزش را از دست داده، نماد انسان بی‌دولت، بی‌زبان و بی‌خانه است. فنلاند، سرزمین برفی و دور، به مثابه زادگاه درونی اوست؛ جایی میان واقعیت و اسطوره، جایی که زبان و خاطره به هم گره می‌خورند. مارانی که خود زبان‌دان و مترجم است، از تجربه‌ی چندزبانه‌ی خویش بهره می‌گیرد تا نشان دهد زبان نه تنها وسیله‌ی ارتباط، بلکه چارچوب درک ما از جهان است. نثر کتاب شاعرانه و درون‌نگر است؛ روایت، آرام و تأملی پیش می‌رود و بیشتر بر مکاشفه‌ی ذهنی تمرکز دارد تا بر کنش بیرونی. برای همین برخی خوانندگان ممکن است آن را کند بیابند، اما این سکون، دقیقا بخشی از ریتم فکری اثر است-تأمل در سکوت پس از فراموشی. در عوض، مخاطبانی که به فلسفه‌ی زبان، هویت فرهنگی و تجربه‌ی تبعید علاقه‌مندند، از غنای معنایی آن لذت خواهند برد.
در نهایت، «مرد بی زبان» سفری است به اعماق زبان و حافظه، و تأملی در باب آنچه انسان را انسان می‌سازد. مارانی با تلفیق تاریخ و تخیل، نشان می‌دهد بازگشت به خویشتن از مسیر زبان می‌گذرد: هر واژه، آجر هویت است و هر جمله، تلاش تازه‌ای برای بازسازی «من». در جهانی که حافظه و معنا فرو می‌پاشد، این رمان گواهی است بر این حقیقت ساده و عمیق که تا زمانی که می‌توانیم سخن بگوییم، هنوز می‌توانیم وجود داشته باشیم.

دیه گو مارانی (متولد 1959 در فرارا) رمان نویس، مترجم، نویسنده و روزنامه نگار ایتالیایی است. در سال 1996، در حالی که به عنوان مترجم شورای اتحادیه اروپا کار می کرد، او Europanto را، که یک زبان کمکی بین المللی مسخره است، اختراع کرد. مارانی مقالات مختلف، داستان کوتاه و کلیپ های ویدئویی مختلفی را در اروپا چاپ کرده است. مارانی به عنوان افسر سیاست گذاری در سرویس اقدامات خارجی اتحادیه اروپا فعالیت می کند.



نامزد جایزه بهترین کتاب ترجمه شده سال 2012
نامزد جایزه مستقل داستانی خارجی سال 2012
برنده جایزه گرینزان کاوور برای داستان های ایتالیایی سال 2001

 

بررسی و نظر خود را بنویسید

1 2 3 4 5

 *

 *

1 نظر

  1. Rated 5از 5 امتیاز

    عظیم

    روزی سرانجام باید کسی شجاعت به خرج دهد و انحصار سرزمین پدری را از دست این شیادان به درآورد و به دست تمامی آزادمردان کشور بسپارد، کسانی که مرزها را نه با سیم خاردار بلکه با افکار و عقایدشان تعیین می کنند. کتاب درباره ی مردی است که ضربه ی سختی به سرش وارد آمده و تا آستانه ی مرگ پیش رفته ولی پزشکی دلسوز به نام پتری فریاری او را نجات داده و از روی لباسی که بر تنش بوده گمان برده که از اهالی فنلاند است و نامش سامپو می باشد. از طرفی سامپو بعد از اینکه به هوش می آید با توجه به شدت جراحات وارده چیزی از گذشته خود به یاد نمی آورد و حتی قادر به صحبت کردن نیز نمی باشد و هیچ چیز از زبان نمی داند. اما آقای فریاری شروع به یاد دادن زبان فنلاندی به او می کند و او را راهی آن کشور می کند تا شاید بتواند حافظه اش را بازیابی کند و این شروع داستان می باشد. به جرات می توانم بگویم که این رمان بسیار استادانه نوشته شده و داستانی نو و بدیعی دارد که همانندش را تاکنون نخوانده بودم. شیوه ی روایت نیز بسیار زیبا می باشد و بدون شک هر کسی که چند صفحه از آن را مطالعه کند، دوست دارد به خواندن ادامه بدهد و افکار ناب نویسنده را تک به تک بنوشد. در خلال مطالعه ی این اثر شگرف با گوشه های از تاریخ اساطیری و همچنین تاریخ حقیقی کشور فنلاند نیز آشنا می شویم که احتمالا تا به حال چیزی درباره ی آن نخوانده ایم و برایمان تازگی خواهد داشت. از طرفی این اثر ما را وا می‌دارد تا از دید مردم فنلاند به جنگ جهانی دوم نگاه کنیم که از  متحدان آلمان نازی بوده اند. برای من واقعا جای تعجب دارد که این کتاب تا به حال چندان کشف نشده و پس از پنج سال از انتشار آن تازه به چاپ دوم رسیده است. ترجمه ی مرد بی زبان هم واقعا خوب می باشد و هر جا که نیاز به توضیح بوده، از پاورقی های مناسبی استفاده شده است که از این بابت هم باید قدردان مترجمش باشیم. امیدوارم این کتاب را تهیه کنید و از خواندنش لذت ببرید. #مرد_بی_زبان #دستور_زبان_تازه_ی_فنلاندی #دیه_گو_مارانی #مجتبی_ویسی #نشر_آموت

    آیا این بررسی مفید بود؟ بله نه (0/0)